تین‌آی – تحولی در جستجوی تصویر

آیا تا به حال شده بخواهید بدانید که مثلاً عکسی که خودتان گرفته‌اید روی چه وب‌سایت‌هایی به نمایش درآمده؟ TinEye که شاید بشه آن را "چشم ریزبین" ترجمه کرد، متفاوت از همه جستجوگرهای تصویری رایج، به جای استفاده از برچسب‌ها یا اسم فایل، از تکنولوژی تشخیص تصویر (Image Identification Technology) استفاده می‌کند. پیکسل به پیکسل تصویر شما با تصویرهای موجود روی اینترنت مطابقت داده می‌شود تا تصویرهای مشابه یا حتی فوتوشاپ شده تصویر اصلی پیدا شوند. برای این کار تصویر اصلی را آپلود می کنید و تین‌آی نتیجه را به شما اعلام می‌کند!

تین‌آی هنوز در مرحله آزمایشی ِبتا قرار دارد اما برای استفاده، تقاضای عضویت قبول می‌کند. همینطور یک اکستنشن ِ فایرفاکس هم برایش نوشته شده. این فیلم را ببینید:





یعنی می‌شه یه روزی از یک فایل صوتی یه ساعته‌ی سخنرانی، یک کلمه‌ی خاص رو پیدا کرد ومجبور نبود بیشتر از یک ساعت وقت گذاشت تا هی فایل رو جلو و عقب کنیم؟

رنگی شدن یک خاطره سیاه و سفید

سریال امیرکبیر رو اون موقع‌ها بیست و سه-چهار سال پیش با یک تلویزیون سیاه و سفید لامپی آزمایش از اون مبله‌ها که چهارتا پایه و یک جفت در چوبی لاک‌ الکل خورده قشنگ داشت می‌دیدیم. تلویزیونی که فقط روشن شدنش 5 دقیقه طول می‌کشید و گاهی برای اینکه صداش در بیاد یا تصویرش درست بشه باید با مشت محکم می‌زدیم توی سرش. دوران جنگ بود و تلویزیون 2 تا کانال داشت و روی هم هفته‌ای دو تا سریال و یک فیلم سینمایی که بیشتر اوقات تکراری بود. بقیه ساعت‌های پخش با اخبار و سخنرانی و روضه و نوحه و "روایت فتح" و برنامه پاسداران و ارتش و جهاد سازندگی و البته "آقای اقتصاد" پر می‌شد. توی اون شرایط ساخته شدن آثار موندگاری چون "سربداران"، "سلطان و شبان" و "امیرکبیر" در مقایسه با چیزهایی که الان داره با این همه امکانات و بودجه ساخته می‌شه، گاهی باورنکردنی می‌آد. بخشی از سریال امیرکبیر مربوط به تاجگذاری ناصرالدین‌شاه در کاخ گلستان رو ببنید:



دانلود کامل سریال امیرکبیر

سوتی آزمایشگاه گوگل

بیشتر از یک ماه یک سری مشکلات عجیب و غریب با اینترنت داشتم که علتش رو نمی‌تونستم پیدا کنم. بیشتر ویدیوهای یوتیوب رو عملاً نمی‌تونستم تماشا کنم. (تفاوت اون معدود ویدیوهای بدون مشکل هم با دیگر ویدیوها نامشخص بود هرچند بعداً توی بعضی از فروم‌ها دیدم ملت گفتند به رزولوشن ویدیو بستگی داره). پیغام می‌داد متأسفانه این ویدیو دیگر وجود ندارد!


همینطور آدرس آی.پی کامپیوترم به 66.249.84.10 که آدرسی در Mountain View آمریکا یعنی جایی که دقیقا شرکت گوگل قرار داره تغییر کرده بود و ISP رو هم گوگل نشون می‌داد. گاهی هم موقع وارد شدن به بلاگر و یا جیمیل پیغام‌ خطایی می‌گرفتم که: بنظر می‌آد این یک روبوت ِ و برای همین اجازه ورود به شما داده نمی‌شه!


این وضعیت ادامه داشت تا اینکه کاشف به عمل آمد سرمنشاء این مشکل از برنامه
Google Web Accelerator می‌باشد! بعد که کمی در گوگل چرخیدم فهمیدم دیگرانی هم این مشکل رو داشته‌اند. حتی یه نفر از صفحه مانیتورش فیلم گرفته و گذاشته توی یوتیوب : YouTube + Google Web Accelerator = ERROR


خلاصه گفتیم شما هم بدانید اگر شما هم چنین مشکلی دارین!

نامه‌ای از ایران (۱)

از یک دوست عزیز قدیمی که از بد روزگار در گوشه‌ای از دستگاه عریض و طویل اجرایی ایران مشغول کار است، نامه‌‌ای خواندنی و البته پر از درد به دستم رسید. نوشتن نامه‌های مفصل از عادت‌های خوب این رفیق قدیمی‌است. گاهی‌ نامه‌هایش از فرط طولانی بودن شروع و پایانش یکی دو سالی اختلاف تاریخ پیدا می‌کنند و یا با نامه‌ بعدی همزمان پست می‌شوند! از آنجا که حیفم آمد حظ خواندن این نامه را فقط خودم ببرم، بخش‌هایی از این نامه 16 صفحه‌ای را اینجا می‌گذارم تا شما هم بخوانید. این قسمت اولش:
... فکر کن مردم بدبختی را به چشم می‌بینم که به ما مراجعه می‌کنند و ما هنرمان تنها و تنها افزودن بر بدختی‌هایشان است و هر چه این افزایش سریعتر و بیشتر باشد، آن عامل و مجری وظیفه‌شناس‌تر و نمونه‌تر است.
محمودجان، خوشا به حال آنانکه برای همیشه رفتند و شماهایی که حداقل فعلاً رفته‌اید تا بعد!
باور کن حالم به هم می‌خورد از اینهمه دروغ، ریا، تظاهر و کثافتی که در آن دست و پا می‌زنیم. از لباس پوشیدن و دکمه بستن لباسمان تا سلام علیکم گفتن و الله اکبر غلیظ و پرتشدید اول نماز جماعت و قیافه و ریش بی‌اعتبارمان که همه می‌دانیم دروغ است ولی پایبدندش هستیم چون این اندک جیره‌مان را هم گره زده‌ به همین متظاهرات می‌دانیم.
و مسخره‌ترین قسمت داستان قیافه و وضعیت خودم است و باعث می‌شود از خودم بیشتر بدم بیاید. دلبستگی‌ها و باورهای درونی‌ و قدیمی‌ام یک طرف، خانواده و خواستگاهم یک طرف، آینده شغلی و مالی‌ام یک طرف، دوستانم و افکاری که دوستشان دارم یک طرف و ... شاید از نظر آنچه در بالا گفتم، نمره و رتبه خودم در ریاکاری و چندگانگی و دوبام و چندهوایی، بالاترین نمره‌ها باشد. بهتر است بگویم حالم بیشتر از همه از خودم بهم می‌خورد...

تقیه سیاسی

اول این پاراگراف از کتاب مشروطه ایرانی دکتر آجودانی که قبلاً هم بهش اشاره کرده بودم (+) رو بخونین تا بگم:

"تقیه‌"های سیاسی و پنهان‌کاری‌های ریز و درشت تقی‌زاده‌ها، حاصل همان نوع سانسور و سرکوب و اختناق وحشت‌بار سیاسی و مذهبی است که هم‌اکنون گریبان‌گیر تحقیق‌ ِ محققی برجسته چون فریدون آدمیت است. تازه‌ترین نوشته‌ی او درباره تاریخ ایران این دوره، مجلس اول و بحران آزادی نام دارد که در سال 1371 شمسی منتشر شده است. در سرتاسر این کتاب که موضوع آن بررسی بحران آزادی در دوره‌ی مجلس اول ایران است به شهادت فهرست اعلام کتاب، فقط یکبار نامی از شیخ فضل‌الله نوری به میان می‌آید. آن هم بدون هیچ نوع داوری درباره‌ی او. کارشکنی‌های شیخ فضل‌الله نوری و اقدامات او علیه مجلس اول و همدستی‌های او با محمد‌علی‌ شاه علیه مشروطه‌خواهان و آزادی‌خواهان رسواتر از آن است که بتوان آن را پوشیده نگهداشت. اما دریغ از یک کلمه درباره‌ی او و اقدامات او. سانسور مذهبی و سیاسی مانع می‌شود تا محققی چون آدمیت در تحقیقی که موضوع آن به بحران آزادی و مجلس اول مربوط است، اشاره‌ای به ساحت مبارک شیخ بکند. او واقعه میدان توپخانه و کارهای همدستان شیخ، البته به اجمال سخنی گفته می‌شود، اما نام او و چند و چون کار او بر زبان نمی‌آید. تو گفتی که رستم زمادر نزاد. نام او از جریانات تاریخی این دوره حذف می‌شود. چرا؟ برای این که شیخ، شهید راست و درست ِ "مشروعه"ای است که امروز رژیم مذهبی ایران مدافع آن است.

ماشاءالله آجودانی، مشروطه ایرانی، 1383، تهران، نشر اختران، ص 131.

هرچه بیشتر این کتاب رو می‌خونم بیشتر این سوال توی ذهنم نقش می‌بنده که اگر تنها فایده شرکت کردن مردم در انتخابات و قهرنکردن‌هاشون و روی کار آمدن امثال خاتمی (درمقابل امثال احمدی‌نژاد‌) انتشار آزاد کتاب‌هایی چون این باشه، باز هم ارزش نداره؟

پ.ن: لازم می‌دونم از شکیبایی کیوان که با استخوانی در گلو نسبت به بدقولی‌های من در پس‌دادن این کتاب صبوری پیشه کرده صمیمانه تشکر کنم!